مگر نمی بینی!؟
چشم هایم دیگر لال شـده اند
و پا برهنه
لابه لای نگـاهت نمی پرند.
ای کاش
حرفهای آخرت از دهن افتاده بود
تا اینقدر
از چشـــــــم هایم نمی افتادی!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:39  توسط آرتین شاهوران
|
